نمونهی سؤالات درس هفتم منطقنمونهی سؤالات درس هفتم منطق « اقسام قضایای حملی و شرطی » س 1 : نوع قضایای ذیل را مشخص کنید . ( شخصیه ـ محصوره ـ شرطی متصل ـ شرطی منفصل ) . الف ) این جسم یا فلزی است یا چوبی . ب )ائمه معصومین 12 نفر هستند . ج ) هیچ انسانی سنگ نیست . د) دانشآموزان این کلاس در کنکور شرکت می کنند . ه ) تهران پایتخت ایران است . ر ) هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد . ز ) ابن سینا شاعر بزرگی نیست . ط ) هیچ انسانی جاوید نیست . ظ ) هر آنکس که دندان دهد نان دهد . ع ) حواریون یاران حضرت عیسی بودند . غ ) شکل یا مثلث است یا دایره . ف ) موجود یا مجرد است یا مادی . ق ) آدمی مخفی است در زیر زبان . ک ) نمازگزاران در مسجد جامع دو هزار نفر بودند . س 2 : برای هر یک از قضایای ذیل یک مثال بیاورید . 1 ـ قضیه شرطی منفصل حقیقی 2 ـ قضیه جمعی 3 ـ قضیه شرطی متصل 4 ـ شخصیه 5 ـ موجبه کلی 6 ـ قضیه شرطی منفصله مانعه الجمع 7 ـ سالبه جزئیه 8 ـ موجبه جزئیه 9 ـ منفصل مانعه الخلوّ 10 ـ سالبه کلی س 3 : هر یک از قضایای زیر مصداق کدام یک از انواع قضیه حملی است . الف ) پاستور کاشف میکروب است . ب ) دانشاموزان این کلاس 35 نفرند . س 4 : اقسام قضیه محصوره را با ذکر مثال بنویسید . س 5 : اقسام قضیه منفصل را نام برده و برای هر یک مثال بیاورید . س 6 : اقسام قضیه حملی را به لحاظ موضوع فقط نام ببرید . س 7 : سورهایی را که در محصولات چهارگانه بکار برده می شود بنویسید . س 8 : نوع قضایای شرطی منفصل را مشخص کنید . الف ) شکل یا مثلث است یا دایره ب ) موجود یا مجرد است یا مادی س 9 ) لفظی که در قضیه دلالت بر کمیت دارد . . . . . نامیده می شود . جواب سؤالات درس هفتم منطق ج 1 : الف ) منفصل مانعه الجمع ب ) شخصیه ( قضیه جمعی ) ج ) محصوره سالبه کلی د ) شخصیه ( قضیه جمعی ) ه ) شخصیه ر ) محصوره موجبه کلی ز ) شخصیه ط ) محصوره سالبه کلی ظ ) محصوره موجبه کلی ع ) شخصیه قضیه جمعی غ ) منفصل مانعه الجمع ف ) حقیقیه ق ) محصوره موجبه کلی ک ) شخصیته قضیه جمعی ج 2 : 1 ـ انسان یا مذکر است یا مونث 2 ـ دانشآموزان این کلاس 25 نفرند . 3 ـ اگر حسن تن آسان باشد خوشبخت نیست . 4 ـ حافظ از بهر تو آمد سوی اقلیم وجود 5 ـ همهی موجودات فانی اند 6 ـ این جسم یا فلزی است یا چوبی 7 ـ بعضی علفخواران سمدار نیستند 8 ـ بعضی الف ب است 9 ـ هر شیئی یا علت است یا معلول 10 ـ هیچ انسانی بی تفاوت نیست ج 3 : الف ) شخصیه ب ) شخصیه ( قضیه جمعی ) ج 4 : 1 ـ موجبه کلی مانند : هر الف ب است 2 ـ موجبه جزئی مانند بعضی الف ب است 3 ـ سالبه کلی مانند : هیچ الف ب نیست 4 ـ سالبه جزئی مانند : بعضی الف ب نیست . ج 5 : منفصل حقیقی مانند عالم یا حادث است یا قدیم . منفصل مانعه الجمع مانند این فرد یا اروپایی است یا آسیایی . منفل مانعه الخلوّ مانند فرهاد یا گوش دارد یا ناشنواست . ج 6 : حملی شخصیه ـ حملی محصوره . ج 7 : هر ـ هیچ ـ بعضی . ج 8 : الف ) مانعه الجمع ب ) حقیقی ج 9 : سور درس هفتم منطقبسمه تعالی درس هفتم منطق ( اقسام قضایای حملی و شرطی ) صص 45 – 37 س 1 : اقسام قضایای حملی را نام برده و توضیح دهید . همراه مثال : ج : این قضایا در ابتدا به 2 قسم شخصیه و محصوره تقسیم می شوند . الف ) قضیه حملی شخصیه : قضیه ای که موضوع آن یک شخص یا یک شیء خاص و یا امر جزئی باشد مانند تهران پایتخت ایران است . و اگر چیزی را به اسم جمع بطور یکجا نسبت دهیم باز قضیه شخصیه است یعنی قضیه جمعی مانند : سپاه پاسداران از کشور دفاع می کند . مردم ایران 70 میلیون نفر هستند ـ حواریون عیسی ( ع ) 12 تن بودند ـ دانشآموزان این کلاس 38 نفرند . امامان شیعه 12 نفرند . ب ) قضیه حملی محصوره : اگر موضوع قضیه شخصی یا چیز معینی نباشد و شامل افراد و چیزهای متعددی شود محصوره گویند به عبارت دیگر ، اگر منظور از نسبت دادن چیزی به افراد موضوع باشد و کمیت ( تعداد ) افراد هم مشخص شده باشد یعنی از کلمهی حصار ( محدود ) گرفته شده است . مانند : بعضی انسانها شاعرند ـ هیچ مربعی مثلث نیست ـ هر انسانی ناطق است و . . . س 2 : اصطلاح « سور قضیه » را تعریف کرده و انها را نام ببرید . ج 2 : لفظی که کمیت (تعداد ) موضوع قضیه محصوره را مشخص کند سورقضیه است . مانند کلماتی از جمله : هر ، همه ، هر کدام ، بعضی ، برخی ، عده ای ، هیچ ، هیچ کدام ، تمام و . . . که اگر از سور هر و هیچ استفاده شود قضیه کلی است و اگر از سور ، بعضی و مانند آن استفاده شود ، قضیه جزئی است . س 3 : اقسام قضیه محصوره را با مثال بیان کنید . ( موجبه کلی ، موجبه جزئی ، سالبه کلی ، سالبه جزئی ) . ج 3 : 1 ـ موجبه کلی : قضیه ای است که سور آن هر و همه و . . . و نسبت آن فعل مثبت باشد مانند هر انسانی فانی است . 2 ـ موجبه جزئی : قضیه ای است که سور آن بعضی ، برخی ، و . . . و نسبت آن فعل مثبت باشد مانند : بعضی انسانها نویسنده هستند . 3 ـ سالبه کلی : قضیه ای است که سور آن هیچ و نسبت آن فعل منفی باشد مانند : هیچ انسانی سنگ نیست . 4 ـ سالبه جزئی : قضیه ای است که سور آن بعضی ، برخی و . . . و نسبت آن فعل منفی باشد . مانند : بعضی انسانها شاعر نیستند . بنابراین موجبه مطلبی را اثبات می کند و سالبه مطلبی را نفی می کند .س 4 : اقسام قضایای شرطی را با مثال تعریف کنید . ج 4 : قضیه شرطی بر دو نوع است : الف ) شرطی متصل ب ) شرطی منفصل تعریف قضیهی شرطی متصل : قضیه ای است که در آن به پیوستگی و اتصال یا عدم پیوستگی و اتصال دو نسبت حکم شده است . به عبارت دیگر قضیه ای است که درآن حکم شده به بودن یا نبودن نسبتی به شرطی بودن یا نبودن نسبتی دیگر . مانند : اگر خدا را یاری کنید او نیز شما را یاری خواهد کرد . تعریف قضیهی شرطی منفصل : قضیه ای است که در آن به جدایی و انفصال دو یا چند نسبت حکم شده است . مانند عدد یا زوج است یا فرد . س 5 : اجزای قضیهی شرطی متصل را با ذکر مثال بیان کنید . ج 5 : در قضیهی متصل ، جمله ای که با اگر شروع میشود . به عبارت دیگر جزء اول را مقدم یا شرط و جزء دوم را تالی یا جواب شرط گویند . مانند : اگر آفتاب برآید ، هوا روشن میشود . س 6 : اقسام قضیه شرطی را همراه مثال بیان کرده و توضیح دهید . ج 6 : قضیهی شرطی منفصل بر سه قسم است : 1 ـ منفصل حقیقی 2 ـ منفصل غیر قابل جمع در صدق ( مانعه الرفع ) 3 ـ منفصل غیر قابل جمع در کذب . ( مانعه الرفع ، یا مانعه الخلوّ ) توضیح منفصل حقیقی : اگر در قضیهی شرطی منفصل هم اجتماع نسبت ها و هم ارتفاع نسبت ها محال باشد منفصل حقیقی است . مانند عالم یا حادث است یا قدیم { یا قدیم اجتماع محال است یعنی عالم نمی تواند هم حادث باشد و هم قدیم باشد . ارتفاع محال است یعنی عالم نمی تواند نه حادث باشد و نه قدیم باشد . توضیح منفصل مانعه الجمع : اگر در قضیهی شرطی منفصل فقط اجتماع نسبت ها محال باشد ولی ارتفاع آنها جایز باشد یا محال نباشد ، مانعه الجمع است . مثال : این کتاب یا تاریخ است یا فلسفه اجتماع محال است ارتفاع جایز است ( حذف ) توضح منفصله مانعه الرفع یا مانعه الخلوّ : یعنی قضیه ای که محال است هر دو طرف آن غلط باشد یعنی منفصل غیر قابل جمع در کذب . البته ممکن است که یک طرف درست و طرف دیگر غلط باشد و یا هر دو طرف درست باشد . ( برعکس مانعه الجمع ) . به این قضیه مانعه الرفع یا مانعه الخلوّ گویند . مثال : هواپیما یا در آسمان است یا سقوط نمی کند . دانشآموز یا باید زرنگ باشد یا منضبط . انسان یا در شب میخوابد یا در روز . نمونهی سؤالات درس ششم منطقبسمه تعالی نمونهی سؤالات درس ششم منطق ( جایگاه قضیه در استدلال ) صص 36 – 30 س 1 : حجت یا استدلال را تعریف کنید . و برای آن یک مثال بیاورید . س 2 : یک مثال برای مرکب تام انشایی بنویسید . س 3 : با ذکر مثال مشخص کنید که هر تصدیقی مستلزم چند تصور است . ( اجزاء تصدیق ) . س 4 : تصدیقی که در آغاز مورد شک است ، همین که معلوم و مسلم شد و از مقدمات بیرون کشیده شد . . . . . نام می گیرد . س 5 : اجزای تشکیل دهندهی یک استدلال یا حجت را با ذکر مثال بنویسید . جواب نمونهی سؤالات ج 1 : هر یک از تصدیق های معلوم که منجر به اثبات قضیهی مطلوب می شود مقدمه و مجموع آنها حجت یا استدلال نام دارد . مانند : هر الف ب است ـ هر ب ج است = هر الف ج است . حجت نتیجه ج 2 : برو ـ نرو ـ آیا کتاب را خواندی ـ کاش بزرگ می شدم . ج 3 : هر تصدیقی مستلزم سه تصور است : 1 ـ تصور موضوع ، یعنی آنچه چیزی بدان نسبت داده می شود . 2 ـ تصور محمول ، یعنی آنچه به موضوع نسبت داده می شود . 3 ـ تصور ، نسبت که بین موضوع و محمول نسبت برقرار می کند . مانند : انسان توانا است . موضوع محمول نسبت ج 4 : نتیجه درس ششم منطقبسمه تعالی درس ششم منطق ( جایگاه قضیه در استدلال ) صص 36 – 30 س 1 :عالی ترین و پیچیده ترین عمل ذهن کدام است ؟ ج : حجت یا استدلال . یا استدلال کردن و دلیل آوردن . س 2 : حجت یا استدلال را تعریف کنید . ج : تصدیق های معلومی که سبب کشف تصدیق مجهول می شوند حجت یا استدلال می گویند . به عبارت دیگر ، هر استدلال ترکیبی است از حداقل دو قضیه که با رعایت شرایطی به قضیه دیگری منجر می شود . س 3 : نتیجه را تعریف کنید . ج : تصدیق مجهولی که در آغاز مورد شک است همین که معلوم و مسلم شد ، یعنی از دل مقدمات بیرون کشیده شد نتیجه نام دارد . مثال : 1 ـ اگر انسان مختار باشد ، مسئول است 2 ـ انسان مختار است . نتیجه : انسان مسئول است . س 4 : منظور از ماده و صورت استدلال چیست با مثال بیان کنید . ج 4 : مادهی مقدماتی که استدلال از آنها تشکیل می شود ، ماده گویند . به عبارت دیگر حیث محتوایی و استقلالی قضایا را ماده گویند . صورت : چگونگی ترکیب و رعایت شرایط بدست آوردن نتیجه را صورت گویند . به عبارت دیگر : حیث ساختاری و تألیفی استدلال را گویند . مثال : زمین ماده است ـ هر ماده متحرک است = پس زمین متحرک است . به هر یک ماده و به هر 2 مواد گویند . و رعایت شرایط نتیجه دادن را صورت گویند . توضیح اینکه : صورت را می توان با نمادها نشان داد . مانند : بعضی انسانها نویسنده هستند . هر نویسنده ای باسواد الف ب ب ج است . ( بعضی الفها ب هستند . هر ب ج است . ) س 5 : جایگاه قضیه در استدلال : ( تعریف قضیه ) ج 5 : با توجه به تقسیم بندی علم به تصور و تصدیق ، تصدیق یا حکم ، همان چیزی است که به آن قضیه میگوییم . مثل : هر درختی به آب نیاز دارد . اما توضیح کامل قضیه به این صورت است که لفظ در تقسیم اول یا مفرد است یا مرکب . لفظ مفرد سه قسم است : ( لفظ مفرد از اجزای مختلف تشکیل نشده است. ) 1 ـ اسم : معنای مستقل دارد لی زمان ندارد ، مثل ایمان و . . . 2 ـ فعل : معنای مستقل دارد و زمان هم دارد . مثل ذهب ، نوشت و . . . 3 ـ حرف : نه معنای مستقل دارد و نه زمان دارد . مثل مِن و . . . لفظ مرکب بر 2 قسم است : ( لفظ مرکب از اجزای مختلف تشکیل شده است . ) 1 ـ تامّ 2 ـ ناقص : لفظ مرکب ناقص بر 2 قسم است : 1 ـ غیر تقییدی مثل بیست و هفت 2 ـ تقییدی مثل خانهی زیبا ـ خانهی احمد . ( وصفی ـ اضافی ) اما لفظ مرکب تام خودش از 2 قسم تشکل می شود . الف ) لفظ مرکب تام خبری : که احتمال صدق و کذب دارد که به آن قضیه یا قول جازم گویند . ب ) لفظ مرکب تام انشایی : که احتمال صدق و کذب ندارد و خودش به چند قسم تقسیم می شود . مانند : 1 ـ امر مثل برو 2 ـ نهی مثل نرو 3 ـ استفهام : مثل آیا درس را خواندی 4 ـ تمنّا : مثل کاش کوچک بودم پس قضیه لفظ مرکب تام خبری است که احتمال صدق و کذب دارد یا گفتاری است که قابل تصدیق یا تکذیب باشد . مثل : هر انسانی فانی است ( صادق ) ـ هیچ انسانی فانی نیست ( کاذب ) . صدق : مطابقت قضیه با واقعیت را صدق گویند . کذب : مطابقت نداشتن قضیه با واقعیت را کذب گویند . س 6 : اقسام قضیه را نام برده و توضیح دهید . ج 6 : قضیه به دو قسم « حملی » و « شرطی » تقسیم می شود . حملی : نسبت دادن چیزی به چیز دیگر بدون شرط است که سه جزء دارد . ( موضوع ـ محمول ـ نسبت ) مانند : احمد رستگار است ـ هوا تاریک نیست . موضوع محمول نسبت موضوع محول نسبت شرطی : نسبت دادن چیزی به چیز دیگر به شرط تحقق یافتن نسبتی دیگر است که 2 جزء دارد . (مقدّم ـ تالی ) مانند : اگر آفتاب برآید هوا روشن می شود . مقدم تالی نمونهی سؤالات منطق درس پنجمنمونهی سؤالات درس پنجم منطق « اقسام تعریف » صص 29 – 26 س 1 : تعاریف زیر را کامل کنید . الف ) جسم : . . . . . . . . رنگ پذیر ( رسم تام ) ب ) جنس بعید + . . . . . . . . = حد ناقص . ج ) . . . . . . . . کاتب در تعریف انسان ( رسم تام ) د ) جسم . . . . . . . . در تعریف حیوان ( حد ناقص ) . و ) . . . . . . . ضاحک در تعریف انسان ( رسم ناقص ) ه ) جسم نامی . . . . . . . . در تعریف حیوان ( حد تام ) . س 2 : وجه اشتراک حد تام و رسم تام چیست ؟ س 3 : رسم ناقص چگونه حاصل می شود مثال بزنید . یا اصطلاح رسم ناقص را تعریف کنید . س 4 : اقسام تعریف را فقط نام ببرید . س 5 : وجه اشتراک حد ناقص و رسم ناقص چیست ؟ س 6 : تعریف (انسان ، جسم نامی فاضل ) چه نوع تعریفی است . س 7 : تعیین کنید هر یک از تعاریف ذیل کدام یک از اقسام تعریف است . الف ) کم متصل سه ضلعی در تعریف مثلث ب ) جسم نامی حساس در تعریف حیوان . س 8 : کدا میک از تعاریف ذیل ، کاملترین تعریف برای حیوان است . الف ) جسم نامی چهارپا ب ) جوهر حساس ج ) جسم نامی حساس . س 9 : نوع هر یک از تعاریف ذیل را مشخص کنید . الف ) جسم نامی حساس ، در تعریف حیوان ب )جسم ضاحک در تعریف انسان . جواب سؤالات درس پنجم منطق ج 1 : الف ) جوهر رنگ پذیر ب ) فصل ج ) حیوان کاتب د ) جسم حساس و ) جسم / جسم نامی / جوهر ضاحک ه ) حساس ج 2 : جنس قریب ج 3 : رسم ناقص از ترکیب جنس بعید + عرض خاص حاصل می شود . مانند جسم کاتب در تعریف انسان . ج 4 : حد تام ـ حد ناقص ـ رسم تام ـ رسم ناقص . ج 5 : جنس بعید ج 6 : انسان : جسم نامی فاضل رسم ناقص است . ج 7 : الف ) حد ناقص ب ) حد تام ج 8 : ج ( جسم نامی حساس ) ج 9 : الف ) حد تام ب ) رسم ناقص روش تدریس منطق درس پنجمبسمه تعالی روش تدریس منطق درس پنجم « اقسام تعریف » س 1: اهمیت تعریف را بیان کنید . ص 26 ج 1 : بخش مهمی از ادراکات مارا تعاریف تشکیل می دهند و از تعریف کردن نمی توان پرهیز نمود . چرا که بخش مهمی از دانش ما پاسخ به چیستی هاست و این پاسخ چیزی جز تعریف نیست . یعنی اگر منظور از سؤال چیستی شیء در مورد یک امر کلی باشد پاسخ بیانگر تعریف است . س 2 : اقسام تعریف را نام ببرید . ص 27 ج : 1 ـ تعریف به حد ( یعنی بیان صفات ذاتی شیء ) که به دو قسم حد تام و حد ناقص تقسیم می شود . 2 ـ تعریف به رسم ( یعنی بیان صفات عرضی شیء ) که به دو قسم رسم تام و رسم ناقص تقسیم می شود . پس اقسام تعریف عبارتند از : 1 ـ حد تام 2 ـ حد ناقص 3 ـ رسم تام 4 ـ رسم ناقص س 3 : حد تام را تعریف کنید : ج 3 : از ترکیب جنس قریب + فصل حاصل می شود . مانند : انسان ، حیوان ناطق است . حیوان ، جسم نامی حساس است ـ جسم ، جوهر سه بعدی است . مثلث ، شکل سه ضلعی است . جیوه ، فلزی که در دمای محیط مایع است . جسم : جوهر ممتد در جهات سه گانه است . س 4 : حد ناقص را تعریف کنید . ج : از ترکیب جنس بعید + فصل حاصل می شود . مانند : کمیت سه ضلعی برای مثلث ـ جسم ناطق برای انسان ـ جسم نامی ناطق برای انسان ـ جسم حساس در تعریف حیوان ـ جوهر ناطق در تعریف انسان . س 5 : رسم تام را تعریف کنید : ج : از ترکیب جنس قریب + عرض خاص حاصل می شود . مانند : حیوان کاتب در تعریف انسان .ـ حیوان هنرمند در تعریف انسان ـ جوهر رنگ پذیر در تعریف جسم ـ حیوان راننده در تعریف انسان ـ حیوان ضاحک در تعریف انسان . س 6 : رسم ناقص را تعریف کنید . ج : از ترکیب جنس بعید + عرض خاص حاصل می شود . مانند : انسان جسم کاتب است ـ انسان جسم شاعر است . انسان جسم نامی ضاحک است . انسان جوهر دروغگو است . نکات قابل توجه در خصوص اقسام تعریف : 1 ـ در اقسام تعریف فصل نشان دهندهی تعریف به حد و عرض نشان دهندهی تعریف به رسم است . 2 ـ اقسام تعریف به ترتیب ارزش و کامل بودن از یک الی چهار تقسیم بندی شده است . و حد تام کاملترین تعریف است . 3 ـ گاهی انسان به جای تعریف یک مفهوم ، آن مفهوم را شرح می دهد و معنا می کند که به آن شرح اسم گویند مثل علم یعنی آگاهی و دانستن . 4 ـ بعضی مفاهیم مثل چیز ـ واحد و . . . قابل تعریف نیستند . 5 ـ نه لازم است و نه ممکن که با مطالعه کردن منطق بتوانیم همهی مفاهیم را به نحو صحیح تعریف کنیم .
نمونهی سؤالات درس چهارمنمونهی سؤالات درس چهارم « اقسام ذاتی و عرضی » صص 25 ـ 20 س 1 ـ جاهای خالی را با استفاده از مفاهیم کلیات خمس کامل کنید . الف ) در مراتب اجناس . لاک پشت . . . . . . و جسم . . . . . . .است . ب ) جوهر که ورای آن دیگر جنسی نیست . . . . . . . است . ج ) آهو . . . . . . و جسم . . . . . . . . است . د ) نویسندگی برای انسان . . . . . . . است . ه ) در مراتب اجناس ، انسان . . . . . . . و جوهر . . . . . . . . است . و ) متحرک برای انسان . . . . . . . است . س 2 : کلی ذاتی که مفهوم مشترک است و قابل تقسیم بر انواع و کلی عرضی که اختصاص به یک ماهیت دارد ، در کدام گزینه است ؟ الف ) انسان ـ کاتب برای انسان ب ) جنس قریب ( اسب و پنگوئن ) چیست . ج ) تفاوت مصادیق خرگوش در چیست . د ) در مراتب اجناس عالی چیست . س 3 : الف ) ناقص س 4 : کلیات ذاتی را نام ببرید و برای هر یک مثالی بیاورید . س 5 : عرضی را تعریف کنید و یک مثال بیاورید . س 6 : دو مورد از کلیات زیر نسبت به انسان عرض خاص هستند ، آنها را مشخص کنید . متحرک بودن ـ سیاه ـ ضاحک ـ کاتب . س 7 : تعیین کنید هر یک از موارد زیر ، مصداق کدام یک از کلیات خمس است . الف ) بعد برای جسم ب ) رنگ برای جسم ج) درخت برای نخل د) سه ضلع داشتن برای مثلث و) بیماری برای حیوان ز) شکل برای مثلث س 8 : جای خالی را تکمیل کنید . کلی ذاتی که بلافاصله به انواع خود تقسیم می شود . . . . . . نام دارد. س 9 : کلیات عرضی را نام برید و برای هر یک مثال بیاورید. س 10 : اصطلاحات زیر را تعریف کنید . الف ) ذاتی ب) عرض خاص ج) جنس الاجناس س 11: جنس قریب هر یک از انواع زیر را مشخص کنید. آلومینیوم ـ آهو ـ سرماخوردگی ـ نخل . آهن ـ پرستو ـ جسم ـ مربع س 12 : هر یک از موارد ذیل نسبت به حیوان کدام یک از کلیات خمس است . الف) حساس ب) جسم نامی جواب نمونه سوالات درس چهارم منطق ج 1 : الف) لاکپشت نوع است و جسم، جنس بعید است. ب) جنس عالی یا جنس الاجناس است. ج) آهو نوع است و جسم، جنس بعید است. د) نویسندگی برای انسان عرض خاص است. ه) انسان نوع است . جوهر جنس الاجناس یا جنس عالی است. و) متحرک برای انسان عرض عام است. ج 2 : قسمت د ) حیوان جنس است و خندان عرض خاص است. ج 3 : الف ) انسان نسبت به حیوان نوع است. ب) جنس قریب اسب و پنگوئن حیوان است. ج) تفاوت در امور عرضی است. د) جنس عالی جوهر است. ج 4 : نوع مانند انسان ـ دایره ـ آهن و . . . جنس مانند حیوان ـ شکل ـ عدد ـ فلز و . . . فصل : مانند ناطق نسبت به انسان ـ سه ضلع نسبت به مثلث عرض خاص : مانند ضاحک و کاتب و شاعر و هنرمند برای انسان عرض عام : مانند: سفید ـ سیاه و بیماری برای انسان ج 5 : غیر از مفاهیم درونی ( ذاتی) ، مفاهیم دیگری هستند که اگر چه تشکیل دهندهی ذات و ماهیت یک موجود نسیتند، ولی با آن ارتباط دارند و از صفات و خصوصیات آن به حساب میآیند به چنین مفاهیمی بیرونی یا عرضی گویند. به عبارت دیگر صفاتی که در حقیقت اشیاء دخالت ندارند و اگر از چیزی گرفته شوند، حقیقت آن عوض نمی شود. مانند شور بودن برای آب ـ کشاورز برای انسان. ج 6 : ضاحک ـ کاتب برای انسان عرض خاص هستند. ج 7 : الف) بعد برای جسم فصل است . ب) رنگ برای جسم عرض عام است. ج) درخت برای نخل جنس است. د) سه ضلع داشتن برای مثلث، فصل است. و) بیماری برای حیوان عرض خاص است. ز) شکل برای مثلث جنس است. ج 8 : جنس قریب نام دارد. ج 9 : عرض خاص مانند : متمدن و مهندس برای انسان ـ عرض عام : مانند مریضی برای انسان ـ کوچک برای انسان . ج 10 : ذاتی : یعنی آنچه داخل در حقیقت و ماهیت اشیاء است و به عبارت دیگر مقوم ماهیت باشد و قوام دهنده و سازندهی مفهوم است. یعنی صفاتی که در حقیقت اشیاء دخالت دارند و اگر از چیزی گرفته شوند حقیقت آن عوض میشود مانند انسان و ناطق. ب) عرض خاص : صفاتی که بیرون از ماهیت و ذات هستند اما به گونهای هستند که لازمهی یک نوع خاص است مثل سه زاویه داشتن مثلث. به عبارت دیگر کلی عرضی است که اختصاص به یک ماهیت داشته باشند مثل نویسندگی برای انسان. ج) جنس الاجناس: جنسی که بالاتر از همهی جنسها بوده و بالاتر از آن جنس دیگری نیست. مانند جوهر. ج 11 : آلومینیوم فلز ـ آهو حیوان ـ سرماخوردگی بیماری ـ نخل درخت . آهن فلز ـ پرستو حیوان ـ جسم جوهر ـ مربع شکل . ج 12 : حساس فصل حیوان است ـ جسم نامی، جنس قریب حیوان است. درس چهارم منطقبسمه تعالی روش تدریس : درس چهارم منطق « اقسام ذاتی و عرضی ( کلیات پنج گانه ) » صص 25 ـ 20 س 1 : منظور از کلیات پنجگانه چیست و اقسام آن را نام ببرید ؟ ص 20 ج : مفهوم ذاتی ( درونی ) و عرضی ( بیرونی ) به پنج دسته تقسیم می شود که کلیات پنجگانه یا کلیات خمسه گویند. که عبارتند از : اقسام ذاتی ( 1 ـ جنس 2 ـ فصل 3 ـ نوع ) و اقسام عرضی ( 4 ـ عرض خاص 5 ـ عرض عام ) . س 2 : از کلیات پنج گانه « جنس » را با مثال تعریف کنید . ص 20 ج : جنس ، مفهوم ذاتی ( درونی ) مشترک است و قابل تقسیم بر انواع است . مثل حیوان که دارای انواعی مثل انسان ، اسب ، گربه ، ببر و . . . است . یا شکل که جنس است برای انواعی مثل مثلث ، مربع و . . . و همین طور عدد که جنس است برای 1 و 2 و 3 و . . . ـ فلز ـ عنصر ـ زاویه ـ خط نیز جنس هستند . شکل برای مثلث ـ درخت برای نخل جنس هستند. بنابراین جنس کلی ذاتی است که بر افراد مختلف الحقیقه دلالت می کند . س 3 : از کلیات پنجگانه « فصل » را با مثال تعریف کنید . ص 21 ج : فصل مفهوم ذاتی ( درونی ) است که اختصاص به یک ذات داشته باشد و او را از ذات های دیگر متمایز و جدا می سازد . بنابراین فصل یعنی صفت ذاتی متمایز کنندهی یک ذات از ذات دیگر . یا فصل یعنی مفهوم درونی و اختصاصی است . کلی ذاتی است که افراد یک نوع را از انواع دیگر جدا می کند . مانند : ناطق نسبت به انسان ـ سه ضلعی نسبت به مثلث ـ حساس نسبت به حیوان ـ نامی ( رشد و نمو ) فصل موجود زنده از بیجان . شیهه کنندگی برای اسب ـ تفکر و تعقل برای انسان . نامی برای گیاه ـ بُعد برای جسم . س 4 : از کلیات پنجگانه « نوع » را با مثال تعریف کنید . ص 21 ج 4 : وقتی جنس و فصل با هم جمع می شوند ، مفهومی را تشکیل می دهند که آن مفهوم می تواند در خارج مصداق داشته باشد . مثلاً وقتی مفهوم « حیوان » با مفهوم متفکر جمع می شود ، مفهوم انسان را می سازد که این مفهوم دارای مصداق خارجی است . بنابراین مفهومی که از جنس و فصل تشکیل شده نوع می گویند . یا کلی ذاتی که در جواب « آن چیست » میآید . مانند : انسان ـ اسب ـ آهو ـ چنار ـ بید ـ مربع ـ دایره ـ خرگوش و . . . س 5 : مقصود از مفاهیم بیرونی یا عرضی چیست ؟ ص 22 ج : غیر از مفاهیم درونی ( ذاتیات ) ، مفاهیم دیگری هم هستند که اگر چه تشکیل دهندهی ذات و ماهیت یک موجود نیستند ، ولی با آن ارتباط دارند و از صفات و خصوصیات آن به حساب میآیند . به چنین مفاهیمی ، مفاهیم بیرونی یا عرضی گویند . مثل 1 : کشاورز ـ پزشک ـ سیاه پوست ـ نیرومند ـ مهندس و . . . که برای ذات انسان عرضی هستند . یا مثال 2 : متساوی الاضلاع ، قائم الزاویه ، سه زاویه داشتن و یا 180 درجه بودن مجموع زوایا برای مثلث عرضی محسوب می شوند . به عبارت دیگر ، صفاتی که در حقیقت اشیاء دخالت ندارند و اگر از چیزی گرفته شوند ، حقیقت آن عوض نمی شود مانند شور بودن آب و . . . س 6 : از اقسام عرضی « عرض خاص » را با مثال تعریف کنید . ص 22 ج : صفاتی که بیرون از ماهیت و ذات هستند اما به گونه ای هستند که لازمهی یک نوع خاص است . مثل : سه زوایه داشتن مثلث ـ صفت شگفت زدگی برای انسان ـ میوه دار برای درخت ـ نویسندگی برای انسان . به عبارت دیگر : کلی عرضی است که اختصاص به یک ماهیت داشته باشد مانند ضاحک و کاتب برای انسان . و در واقع عرض خاص از آثار و لوازم فصل است . س 7 : از اقسام عرضی « عرض عام » را با مثال تعریف کنید . ص 23 ج : عرض عام ، کلی عرضی است که بر انواع مختلف اطلاق می شود یا عرض هایی است که در چند نوع یافت می شوند و اختصاصی به نوع خاصی ندارند . مانند راه رفتن که هم برای انسان و هم برای بسیاری از حیوانات عرضی است . همینطور : متحرک ، بزرگ ، کوچک ، سفید ، سیاه بودن برای انسان عرض عام هستند . بیماری برای انسان ـ رسانا برای فلز ـ رنگ برای جسم . بحث تکمیلی دربارهی مفاهیم درونی ( ذاتیات ) یعنی مراتب اجناس . س 8 : مراتب اجناس را نام برده و به همراه مثال تعریف کنید . ص 23 ج : مراتب اجناس عبارتند از : 1 ـ جنس قریب 2 ـ جنس بعید 3 ـ جنس الاجناس ( جنس عالی ) 1 ـ تعریف جنس قریب : جنسی که بر نوع نزدیک تر بوده و مستقیماً بر انواع تقسیم می شود . مانند حیوان نسبت به انسان ـ جسم نامی نسبت به حیوان ـ جسم نسبت به حیوان . 2 ـ در ص 21 3 ـ تعریف جنس الاجناس ( جنس عالی ) : جنسی که بالاتر از همهی جنس ها بوده و بالاتر از آن جنس دیگری نیست . مانند جوهر نسبت به انسان . بنابراین : انسان ، نوع است ـ حیوان جنس قریب انسان است ـ جسم نامی و جسم و جوهر ( اجناس بعید هستند ) و همین طور ، دوباره جوهر جنس عالی است . ص 22 اصل جزوه مراجعه شود .
بنابراین با توجه به نمودار ، افزایش مغهوم موجب کاهش مصداق است ، یعنی هر چه از جنس عالی به طرف پایین بیاییم چیزی به مفهوم افزوده می شود و برعکس مصداق کاهش می یابد . انسان که در ذیل همه قرار دارد از حیث مفهوم از همهی اجناس مافوق خود پربارتر و غنی تر است ، زیرا تمام اجناسی که بر فراز انسان هستند از جنس قریب گرفته تا جنس الاجناس همه در مفهوم انسان مندرج هستند زیرا انسان همان « جوهر جسمانی نامی حساس ناطق » است و جز این مفهوم دیگری ندارد . اما از حیث مصداق از همه محدودتر است .
درس سوم منطقبسمه تعالی درس سوم منطق ( تعریف و دنیای مفاهیم ) صص 19 – 12 س 1 : کدام دسته از مفاهیم قابلیت استفاده در تعریف را دارند ؟ و چرا ؟ ص 12 و 13 ج 1 : با توجه به دروس قبلی در تعریفهای خود از مفاهیم جزئی استفاده نکرده ایم . زیرا مفاهیم جزئی قابل استفاده در تعریف نیستند و ذهن انسان به طور طبیعی این قاعده را رعایت می کند . پس ما در تعریف های خود همواره از مفاهیم کلی کمک می گیریم . س 2 : تصور یا مفاهیم کلی و جزئی را با مثال تعریف کنید . ص 13 – 12 تصور جزئی : تصوری که بر افراد متعدد دلالت نمی کند یا نمی توانیم بر افراد متعددفرض کنیم مانند : علی ، این کتاب ، برادر تو ، مردم ایران . بنابراین جزئی غیر قابل صدق بر کثیر است و ملاک جزئی بودن : اسامی خاص – مجموعه ( جامعه زنان ) – جمع ( استانهای ایران ) – قید این و آن ( این دفتر – آن کلاس ) تصور کلی : تصوری که بر افراد متعددی دلالت می کند یا می توانیم بر افراد متعدد فرض کنیم یا مفهومی که قابلیت آن را دارد که بر مصداق های متعدد منطبق شود . مانند : انسان – دریای جیوه – مولود کعبه . مفهوم : نسبت های چهارگانه ( نسب اربع ) صص 15 – 13 مفهوم کلی آن است که قابلیت صدق بر افراد متعدد دارد . حال اگر 2 مفهوم کلی از جهت صدق بر افرادشان با هم مقایسه شوند چهار حالت رخ خواهد داد .( تساوی – عموم و خصوص مطلق – عموم و خصوص من وجه – تباین ) . س 1 : نسبت های چهارگانه را نام ببرید . ج : تساوی – عموم و خصوص مطلق – عموم و خصوص من وجه – تباین ) س 2 : نسبت تساوی را از نسبت های چهارگانه با مثال بیان کنید . ج : نسبت بین دو کلی است که مصداقهای آنها یکی باشد مثل : مثلث و سه ضلعی.پس هر مثلث سه ضلعی است . هر سه ضلعی مثلث است . 2 . انسان و متفکر 3 . اسب و شیهه زننده بنابراین در تساوی 2 قضیه موجبه کلی حاصل می شود .هر انسانی متفکر است ، هر متفکری انسان است . در تساوی دو دایره بر هم منطبق هستند . س 3 : نسبت عام و خاص مطلق را از نسبت های چهارگانه با مثال بیان کنید . ج : نسبت بین 2 کلی است که یکی عام و دیگری خاص باشد و کلی عام شامل افراد کلی خاص هم می شود.مانند : انسان و شاعر – ایرانی و تهرانی –رنگ و سفید . اسب و علفخوار و درخت و چنار و . . . در نسبت عام و خاص مطلق 3 قضیه حاصل می شود . مانند ماشین و اتومبیل . هر اتومبیلی ماشین است – بعضی ماشینها اتومبیل هستند و بعضی ماشینها اتومبیل نیستند . نسبت عام و خاص مطلق 2 دایره متداخل هستند . س 4 : نسبت عام و خاص من وجه را از نسبت های اربعه با مثال بیان کنید . ج : نسبت بین 2 کلی است که از یک طرف کلی اول عام و کلی دوم خاص باشد . و از طرف دیگر کلی دوم عام و کلی اول خاص باشد . مانند : انسان و سفید – لباس و قرمز – سفید و شیرین – ایرانی و دانشآموز –دانشآموز و کارگر و . . . در این نسبت 4 قضیه حاصل می شود مانند نماز مستحبی 1 ـ بعضی نمازها مستحب است 2 ـ بعضی مستحب ها نماز است 3 ـ بعضی نمازها مستحب نیست 4 ـ بعضی مستحب ها نماز نیست . نسبت من وجه دو دایره متقاطع هستند . س 5 : از نسبت های اربعه تباین را با مثال بیان کنید . ج : نسبت بین دو کلی است که مصداق های آنها متفاوت باشد . مثل : مربع و مثلث . اسب و ناطق . سنگ و گیاه . انسان و اسب . در این نسبت 2 قضیه حاصل می شود مانند : قند و شکر . هیچ قندی شکر نیست – هیچ شکری قند نیست . نسبت تباین 2 دایره متخارج هستند . درس سوم : ذاتی و عرضی . صص 15 و 16 س 1 : ذاتی و عرضی را با مثال توضیح دهید . مفاهیم کلی به عرضی ( بیرونی ) و ذاتی ( درونی ) تقسیم میشوند . ذاتی : صفاتی که در حقیقت اشیاتء دخالت دارند و اگر از چیزی گرفته شوند ، حقیقت آن عوض می شود . یعنی قوام دهنده و سازندهی مفهوم است . مثال : جسم بودن و سیال بودن برای آب ـ شکل برای مربع ـ حیوان بودن برای گربه مانند جسم و فکر برای انسان ـ موجود زنده و حیوان ناطق برای انسان ـ شکل سه ضلعی برای مثلث ـ حیوان متفکر برای انسان . عَرَضی : صفاتی که در حقیقت اشیاء دخالت ندارد و اگر از چیزی گرفته شوند ، حقیقت آن را تشکیل نمی دهند . مانند : شور بودن برای آب ـ ضاحک و کاتب بودن برای انسان . کوچک و بزرگ بودن برای مربع ـ سفید و خاکستری بودن برای گربه . رابطهی تعریف با ذاتی و عرضی . صص 18 – 16 س 1 : اوصاف مفاهیم ذاتی را ذکر کنید . ج : 1 ـ مفهوم ذاتی ، از ذات قابل انفکاک و جدایی نیست . 2 ـ وجود ذاتی برای ذات ، علت ( علت مستقل ) نمی خواهد . 3 ـ حمل ذاتی برای ذات ، دلیل نمی خواهد . ( برای ذات بدیهی است . ) 4 ـ مفاهیم ذاتی در مقام فهم و تصور مقدم بر ذات هستند . ( محال است شما مفهومی را درک کنید مگر آنکه به نوعی ذاتیات آن را قبلاً فهمیده باشید . ) س 2 ـ آیا تمام اوصاف چهارگانه ذاتی بایستی در یک مفهوم ذاتی و عرضی جمع باشند ؟ ج : نه خیر ، تمام اوصاف چهارگانه فقط باید در یک مفهوم ذاتی جمع باشند . ولی مفاهیم عرضی غالباً هیچ کدام از این اوصاف را ندارند ولی به ندرت برخی از اوصاف اول تا سوم را واجدند . ملاک چهارم اختصاص به ذاتیات دارد . بنابراین مفاهیم ذاتی برای تعریف ضروری اند هر چند تشخیص آن ها مشکل است . س 3 : آیا تعریف و استدلال یک پدیدهی دستوری است و نقش منطق در این امر چیست ؟ ج : نه خیر تعریف و استدلال یک پدیدهی دستوری نیست و انسان به طور طبیعی تعریف می کند . منطق فقط خودآگاهی ایجاد می کند . تعریف کار انسانهای با سواد یا دانشمند نیست . افراد بیسواد معمولی هم تعریف می کنند و ذاتی و عرضی را به کار می برند ، فقط به کارکرد ذهن خود واقف نیستند . س 4 : منظور از اینکه مفهوم ذاتی از ذات قابل انفکاک نیست چیست ، توضیح دهید ؟ ج : یعنی هرگز نمی توان یک مفهوم ذاتی را از ذات و ماهیت جدا کرد و در عین حال آن ذات حفظ شود . مثلاً نمی توان جسم بودن و زنده بودن را از تعریف انسان حذف کرد و باز هم انسان را فرض کرد . یا نمی توان شکل بودن و سه ضلعی بودن را از مثلث گرفت و باز هم مثلث داشت . س 5 : منظور از اینکه وجود ذاتی برای ذات ، علت نمی خواهد چیست ، توضیح دهید . ج : یعنی با اینکه هر ذات و ماهیتی اگر تحقق پیدا کند عللی دارد و این گونه نیست که پدیده ها بدون علت پدید آیند ، ولی تحقق ذاتی برای آن ذات علت جداگانه ای لازم ندارد . مثلاً سه ضلعی بودن مثلث علت مستقلی ندارد و در حقیقت رسم مثلث همان و سه ضلعی بودن مثلث همان . جسم بودن و زنده بودن انسان و قدرت درک و احساس داشتن همگی ذاتیات انسان اند و علتی غیر از علت خود انسان ندارند . س 6 : منظور از اینکه حمل ذاتی برای ذات ، دلیل نمیخواهد یعنی برای ذات بدیهی است چیست . توضیح دهید . ج : چون ذاتی برای آن ذات روشن و واضح است یعنی علت اینکه چرا مثلث سه ضلعی است برای این است که مثلث یعنی سه ضلعی و انسان یعنی دارای جسم . در حالیکه کارگر بودن یک انسان برای او دلیل می خواهد و صرف انسان بودن کافی نیست . س 7 : منظور از اینکه مفاهیم ذاتی در مقام فهم و تصور مقدم هستند چیست ؟ توضیح دهید . ج : یعنی محال است شما مفهومی را درک کنید مگر آنکه به نوعی ذاتیات آن را قبلاً فهمیده باشید . مثلاً اگر کسی معنای جسم و متفکر بودن را نداند هرگز به معنای انسان پی نخواهد برد . و لفظ انسان برایش مبهم خواهد ماند . بنابراین ادراک ذاتی ، مقدم بر ادراک ماهیت و ذات است . اما ادراک ذات و ماهیت مقدم بر ادراک مفاهیم عرضی است و هیچ عرضی نیست که مقدم بر مفهوم ذاتی گردد . مثال : درک و تصور مفاهیم ذاتی درک و تصور ذات درک و تصور مفاهیم عرضی حیوان متفکر انسان نویسنده یا کارگر نمونهی سوالات درس سوم منطق « تعریف و دنیای مفاهیم » صص 19 – 12 معنی و مفهوم جرئی و کلی ، نسبت اربع ، ذاتی و عرضی ، رابطه تعریف با ذاتی و عرضی س 1 : با توجه به جمله ( علی دیروز در مشهد دو رکعت نماز مستحبی به جا آورد ) به سوالات زیر پاسخ دهید . الف ) دو مفهوم جزئی و یک مفهوم کلی از جمله فوق استخراج کنید . ب ) دو مفهوم از جمله فوق چنان انتخاب کنید که میان آنها یکی از نسب ( عموم و خصوص من وجه ـ یا ـ عموم و خصوص مطلق برقرار باشد . س 2 : « به اطلاع دانشآموزان عزیز رسانده می شود که در این مدرسه مریم متقی در مسابقه شنا به کسب مدال طلا نائل گشت » در جمله بالا یک تصور کلی و یک تصور جزئی مشخص کنید . س 3 : تعیین کنید میان مفاهیم کلی زیر کدام یک از نسبت های چهارگانه برقرار است . الف ) نماز ، واجب ب ) فکر ، حجت ج ) کبوتر ، ناطق د ) بدیهی و معلوم ه ) دانش آموز ، کوشا و ) قند و شکر س 4 : تصور جزئی را تعریف کرده و یک مثال بیاورید . س 5 : اگر در میان دو تصور کلی ، یکی از دیگری عام تر باشد ، به طوری که هم همه افراد آن را در بر گیرد و هم افراد دیگری را ، میان آن دو چه نسبتی برقرار است ؟ با ذکر مثال آن را بیان کنید . س 6 : مشخص کنید ، مفاهیم زیر کلی است یا جزئی ؟ الف ) آب ب ) ماه ج ) نماز ظهر د ) آن کتاب س 7 : یک مثال برای مفهوم کلی که تنها یک فرد خارجی داشته باشد بیاورید . س 8 : نسبت میان ( دلفین و حیوان ) چیست ؟ س 9 : در کدام گزینه به ترتیب مفهوم کلی و جزئی آمده است ؟ 1 ـ کعبه ، سخاوت 2 ـ کشور ، روستا 3 ـ دریا ، دریاچه 4 ـ مرد ، آن کودک . س 10 : از نسبت های چهارگانه ( تساوی ) را تعریف کنید و برای آن یک نمونه مثال بنویسید . ج 1 : الف ) جزئی : علی ( اسم خاص ) – مشهد ( اسم خاص ) . کلی : شهر ـ نماز ـ مستحبی . ب ) عموم و خصوص من وجه ( نماز ـ مستحبی ) – عموم و خصوص مطلق ( شهر ـ مشهد ) ج 2 : جزئی : این مدرسه ـ مریم کلی : دانشآموزان ـ مسابقه ـ شنا . ج 3 : الف ) من وجه ب ) مطلق ج ) تباین د ) مطلق ه ) من وجه و ) تباین ج 4 : تصور جزئی ، تصوری است که بر افراد متعدد دلالت نمی کند یا نمی توانیم بر افراد متعدد فرض کنیم بنابراین جزئی غیرقابل صدق بر کثیرین است . مانند تهران ـ این درخت ـ استانهای ایران ـ جامعهی روحانیت . ج 5 : عموم و خصوص مطلق مانند درخت و چنار ( هر درختی چنار است ـ هر چناری درخت است ـ بعضی درخت ها چنار است ـ بعضی درخت ها چنار نیست . ) ج 6 : آب = کلی ب ) ماه = کلی ج ) نماز ظهر = کلی د ) آن کتاب = جزئی ج 7 : مولود کعبه ـ دیوار 1300 کیلومتری . ج 8 : نسبت بین دلفین و حیوان = عام و خاص مطلق است . ج 9 : گزینه 4 ـ مرد ـ آن کودک . ج 10 : تساوی ، در صورتی نسبت دو کلی تساوی است که بر هر چه یکی صادق باشد ، دیگری هم بر آن صادق باشد . به عبارت دیگر هر چه مصداق این باشد ، مصداق آن یکی هم باشد . مانند انسان و ناطق ـ اسب و شیهه زننده . س 11 : دو نمونه مثال از مفاهیم کلی ، که مصداق خارجی نداشته باشد را بنویسید . س 12 : تعیین کنید میان مفاهیم کلی زیر کدام یک از نسبت های چهارگانه برقرار است . الف ) نماز ، واجب ب ) معرف ، حجت ج ) فکر ، حجت د ) جسم ، دارای ابعاد سه گانه ه ) تصور ، تصدیق . س 13 : ملاک تشخیص تصور جزئی و کلی چیست ؟ س 14 : به طور کلی چه اسمایی دلالت بر تصور جزئی دارند . س 15 : از اِسناد و تصور کلی نسبت به یکدیگر سه قضیه بدست آمده است . آن نسبت را با ذکر مثال بنویسید . س 16 : میان مفاهیم کلی ذیل کدام یک از نسبت های چهارگانه برقرار است . الف ) سنگ ـ سفید ب ) دلفین ـ حیوان ج ) مثلث متساوی الاضلاع ـ مثلث قائم الزاویه د ) گل ـ قرمز ه ) نقاشی ـ زیبا و ) خرما ـ میوه ز ) مسجد ـ نماز ر ) عالم ـ باتقوا ح ) فکر ـ معرف خ ) مثلث ـ سه ضلعی ض ) دانشآموز ـ کارگر ظ ) محسوس ـ معقول ط ) گل ـ گل یاس س 17 : نسبت به بین دو تصور کلی : الف ) سیاه و شیرین ب ) حیوان ـ سفید را نوشته و قضایای حاصل از آن را بنویسید . س 18 : در این جمله یک تصور کلی و یک تصور جزئی را مشخص کنید . ( این دختر از نغمه بلبلان بر آن شاخسار به وجد می آید . ) س 19 : صحیح است یا غلط : مدینه فاضله یک تصور جزئی است . 20 ـ عرضی را تعریف کنید و یک مثال بیاورید . 21 ـ اصطلاح ذاتی را تعریف کنید . ج 11 : کیمیا ـ سیمرغ ـ غول شاخدار ـ انسان پنج سر . ج 12 : نماز و واجب = من وجه ـ معرف ، حجت = تباین ـ جسم و دارای ابعاد سه گانه = تساوی فکر و حجت = مطلق ـ تصور و تصدیق = تباین ج 13 : ملاک تشخیص جزئی و کلی این است که اگر بتوان برای تصوری افراد متعدد فرض کرد ، آن تصور کلی است . چه دارای فرد خارجی باشد یا نباشد و افراد خارجی آن چه محدود باشد یا نامحدود . اما اگر نتوان برای تصوری افراد متعدد فرض کرد ، آن تصور جزئی است . ج 14 : به طور کلی همهی اسمهای عَلَم یا اسامی خاص ـ هر چه با قید « این » و « آن » مشخص شود ـ مجموعه ( جامعه زنان ) ـ جمع ( استانهای ایران ) ج 15 ـ عام و خاص مطلق . مانند : ،ـ مسلمان . ( هر مسلمانی خداپرست است ـ بعضی خداپرستها مسلمان هستند ـ بعضی خداپرست ها مسلمان نیستند . ) ج 16 : الف ) من وجه ب ) مطلق ج ) تباین د ) من وجه و) مطلق ز) تباین ح) مطلق خ) تساوی ض ) من وجه ه ) من وجه ظ ) تباین ط ) مطلق ج 17 : سیاه و شیرین : من وجه ( بعضی سیاه ها شیرین است بعضی شیرین ها سیاه است بعضی سیاه ها شیرین نیست بعضی شیرین ها سیاه نیست ) حیوان و سفید : من وجه ( بعضی حیوان ها سفیدند بعضی سفید ها حیوان هستند بعضی حیوان ها سفید نیستند بعضی سفیدها حیوان نیستند ) ج 18 : تصور جزئی : این دختر ، آن شاخسار ـ مفهوم کلی : نغمه ـ بلبلان ـ نغمه بلبلان ج 19 : غلط است کلی است . ج 20 : عرضی مقابل ذاتی است ، یعنی اگر چه با مفهوم مورد نظر ماربط دارند ولی هویت آن را تشکیل نمی دهند . یعنی آنچه خارج از ماهیت است مانند شاعر نسبت به انسان ـ بنابراین کلی عرضی در حقیقت اشیاء دخالت ندارند و اگر از آن گرفته شوند حقیقت آن عوض نمی شود . ج 21 : ذاتی : یعنی آنچه داخل در حقیقت و ماهیت اشیاء است و به عبارت دیگر مقوّم ماهیت باشد و قوام دهنده و سازندهی مفهوم است . یعنی صفاتی که در حقیقت اشیاء دخالت دارند و اگر ازچیزی گرفته شوند حقیقت آن عوض می شود مانند مثلث و سه ضلعی .
روش تدریس منطق درس دومهو الحکیم روش تدریس درس دوم صص 11 – 5 صفحهی 5 : تعریف فکر : الف ) از نظر حکمای اسلامی : فکر مرتب ساختن امور معلوم است برای رسیدن به امر مجهول . ب ) از نظر ملا هادی سبزواری : فکر حرکت ذهن است به سوی مقدمات معلوم و حرکت از مقدمات معلوم به سوی کشف مجهول یا مقصود . صفحهی 6 : س 2 : تفکر انسان برای چه منظوری است و انسان با فکر کردن به چه نتایجی می رسد ؟ ج : تفکر برای رسیدن به دانش و شناخت است و انسان با فکر کردن به شناخت های جدید می رسد و علم خود را توسعه می دهد . س 3 : علم و ادراک انسان به چند دسته تقسیم می شود نام ببرید ؟ ج : به دو دسته کلی تقسیم می شود : الف ) تصورات یا همان مفهوم ب ) تصدیقات یا قضیه و جملات س 4 : تعریف علم تصوری ( تصورات ) : حاصل شدن صورت اشیاء در ذهن است بدون نسبت دادن چیزی به چیز دیگر . مثل مثلث ، انسان و درخت و . . . س 5 : اقسام تصور : تصور بدیهی ( آشکار ) . ضروری : تصوری که واضح و روشن است و از تصورهای دیگر حاصل نشده است مثل روشنی ، شیرینی و . . . تصور غیر بدیهی ـ اکتسابی ، غیر ضروری : تصوری که واضح و روشن نیست و از تصورهای دیگر حاصل شده است مثل : شهر ، کلاس ، مدرسه و . . . س 6 : معرِّف : تصورهای معلومی که سبب شناختن تصور مجهول می شود معرِف یا تعریف می گویند . معرَّف : تصور مجهولی که توسط تصورهای معلوم شناخته شود ، معرَّف است . مثال : انسان : موجود زندهی اندیشمند ـ شعر: سخن موزون قافیه دار ـ مثلث : شکل سه ضلعی است . س 7 : تعریف علم تصدیقات : حاصل شدن صورت اشیاء در ذهن است با نسبت دادن چیزی به چیز دیگر به صورت ایجابی ( مثبت ) یا سلبی ( منفی ) . خدا واحد است ـ خدا ماده نیست . خورشید در مرکز منظومه شمسی است . س 8 : اقسام تصدیق : بدیهی : تصدیقی که واضح و روشن بوده و احتیاج به دلیل ندارد . مثال هوا روشن است . غیر بدیهی : تصدیقی که واضح و روشن نبوده و به دلیل احتیاج داشته باشد . مثال مجموعه زوایای مثلث 180 درجه است . س 9 : تعریف حجت یا استدلال : تصدیق های معلومی که سبب کشف تصدیق مجهول می شوند استدلال یا حجت است . س 10 : نتیجه : تصدیق مجهولی که بوسیله تصدیق های معلوم ثابت می شود ، نتیجه نام دارد . مثال : زمین ماده است ( مقدمه 1 ) هر ماده متحرک است ( مقدمه 2 ) } جهت یا استدلال : پس زمین متحرک است . نتیجه س 11 : موضوع علم منطق چیست ( مباحث علم منطق را بیان کنید ) . ج : عبارت است از : تصورات معلومی که سبب کشف تصور مجهول شوند یعنی تعریف یا معرِف . و تصدیق های معلومی که سبب کشف تصدیق مجهول شوند یعنی حجّت یا استدلال . پس : موضوع علم منطق معرِف و حجت است . و مباحث علم منطق در تشریح همین دو کارکرد اصلی است . س 12 : هدف منطق با توجه به موضوع علم منطق چیست ؟ ج : هدف منطق ارائه شیوه درست اندیشیدن یعنی هدایت فکر و تعریف و استدلال ، چون تفکر انسان در این قلمرو خطا می کند . صفحهی 7 – 8 : تعریف : تعریف : تصورهای معلومی که سبب شناختن تصور مجهول می شود یا اگر منظور از سؤال چیستی شیء در مورد یک امر کلی باشد پاسخ بیانگر تعریف است . مثال : مثلث چیست ؟ شکل سه ضلعی که مجموع زوایای آن 180 درجه است . درس دوم صص 9 ـ 8 س 14 : قواعد تعریف : 1 ـ استفاده از کلمات و اصطلاحات و مفاهیم روشن 2 ـ استفاده از مفاهیم مربوط به مجهول 3 ـ شمول تعریف بر تمام مصادیق مجهول استفاده از مفاهیم ماهوی ( یعنی ذاتیات ، عرضیات ) 5 ـ تقدم مفهوم اعم در ترتیب مفاهیم ( کلی به کمتر کلی تر ) . صفحات 11 – 10 – 9 : شرایط تعریف : 1 ـ جامع و مانع بودن تعریف 2 ـ روشن تر بودن معرِف از معرَف3 ـ مرتبط بودن مفاهیم معرِف با معرَف ( متباین نبودن معرِف و معرَف ) 4 ـ مساوی بودن معرِف با معرَف ( اعم و اخصّ نبودن معرِف و معرَف ) 5 ـ به کار گرفتن مفاهیم درونی ( ذاتی ) در تعریف . توضیح شرط اول ( جامع و مانع بودن تعریف ) : جامع باشد یعنی جامع تمام افراد معرَف باشد و دایرهی شمول نباید خاص تر از معرَف باشد . مثال ، انسان موجود زنده اندیشمند سفید پوست است که تعریف جامع نیست چون بقیه انسانها را شامل نمیشود . مانع باشد یعنی : مانع دخول غیر باشد و هیچ فرد دیگری در آن داخل نشود . و معرف نباید اعم از معرف باشد. مثال : مربع: شکل چهار ضلعی است. مانع نیست چون همهی چهار ضلعیها مربع نیستند . نمونهی سوالات درس دوم منطق « چگونه تعریف میکنیم » صص 11 ـ 5 س 1 : اقسام علم را با ذکر مثالی نام ببرید. ص 6 س 2 : تعیین کنید هر یک از مثال های زیر ، مصداق کدام یک از انواع علم است . ( تصور یا تصدیق ) . ص 6 مثلث ـ جهان طبیعت همواره در تغییر است ـ انسان ـ عدد چهار از عدد 5 کوچکتر است ـ درخت . س 3 : تصور و تصدیق را تعریف کنید و یک مثال بزنید ؟ ص 6 . س 4 : استدلال را تعریف کنید و برای آن یک مثال بیاورید ؟ ص 6 . س 5 : مفاهیم ذیل را تعریف کنید ؟ الف ) فکر ص 5 ب ) معرِف ص 6 . س 6 : صحیح است یا غلط : الف ) موضوع علم منطق تصورات و تصدیقات است . ص 6 ب ) موضوع علم منطق استدلال و تعریف است . ص 6 س 7 : با توجه به موضوع علم منطق ، هدف از علم منطق چیست ؟ صص 7 – 6 س 8 : در تعریف زیر کدام شرط رعایت نشده است ؟ مربع شکل چهارضلعی است که چهار ضلع آن با هم مساوی است . ص 11 س 9 : یک مثال برای تعریف به اخص طراحی کنید . ص 11 س 10 : اشکال هر یک از تعاریف زیر را مشخص کنید . اگر در تعریف انسان بگوییم ، حیوانی که روی دو پا راه می رود . ص 11 س 11 : قواعد تعریف را بنویسید . صص 9 – 8 س 12 : شرایط تعریف را بنویسید . ص 11 س 13 : منظور از عبارت « تعریف باید جامع و مانع باشد » چیست ؟ ص 11 س 14 : معنای « معرِف نباید اخصّ از معرَف باشد » چیست ؟ ص 11 جواب نمونه سؤالات درس دوم ج 1 : تصورات مانند مثلث ، انسان ، تصدیقات مانند : خورشید در مرکز منظومهی شمسی است . ج 2 : مثلث ، انسان ، درخت از تصوّرات است – جهان طبیعت همواره در تغییر است و عدد چهار از عدد 5 کوچکتر است از تصدیقات . ج 3 : تصور : حاصل شدن صورت اشیاءدر ذهن است بدون نسبت دادن چیزی به چیز دیگر مانند : دایره ـ درخت . تصدیق : حاصل شدن صورت اشیاء در ذهن است با نسبت دادن بچیزی به چیز دیگر به صورت ایجابی یا سلبی مانند : خدا واحد است . عسل تلخ نیست . ج 4 : تصدیق های معلومی که سبب کشف تصدیق مجهول می شوند ، حجّت یا استدلال است مانند حجت : هر الف ب است هر ب ج است = هر الف ج است . ج 5 : فکر : مرتب ساختن امور معلوم است برای رسیدن به مجهول یا حرکت ذهن است به سوی مقدمات معلوم و حرکت از مقدمات معلوم به سوی کشف مجهول . معرِف : تصورهای معلومی که سبب شناختن تصور مجهول می شود معرِف یا تعریف می گویند . مانند : مثلث ( معرَف ) : شکل سه ضلعی است ( تعریف یا معرِف ) ج 6 : الف ) غلط است ب ) صحیح است . ج 7 : هدف منطق با توجه به آن امر ، ارائهی شیوه درست اندیشیدن یعنی درست تعریف کردن و درست استدلال کردن است . ج 8 : شرط ، معرِف نباید اعم از معرَف باشد ، یعنی تعریف اعم نیست یا مانع دخول اغیار نیست زیرا شامل لوزی هم می شود . ج 9 : تعریف شیعه به « مسلمانی که قایل به دوازده امامی باشد » که سایر فرق شیعه را شامل نمی شود . پس تعریف به اخص است که نباید تعریف از معرَف اخص یعنی محدودتر از آن باشد . ج 10 : مانع دخول اغیار نیست – زیرا شامل بقیهی حیوانات 2 پا هم می شود . ج 11 : 1 ـ استفاده از کلمات و اصطلاحات و مفاهیم روشن 2 ـ استفاده از مفاهیم مربوط به مجهول 3 ـ شمول تعریف بر تمام مصادیق مجهول 4 ـ استفاده از مفاهیم ماهوی ( یعنی ذاتیات و عرضیات ) 5 ـ تقدم مفهوم اعم در ترتیب مفاهیم ج 12 : شرایط تعریف : 1 ـ جامع و مانع بودن تعریف 2 ـ روشن تر بودن معرِف از معرَف 3 ـ مرتبط بودن مفاهیم معرِف با معرَف ( عدم تباین ) 4 ـ مساوی بودن معرِف با معرَف ( عدم اعم و اخصّ ) 5 ـ به کار گرفتن مفاهیم درونی ( ذاتی ) در تعریف . ج 13 : یعنی جامع تمام افراد معرَف و مانع دخول اغیار . پس تعریف باید به نحوی باشد که تمام افراد معرَف در آن بگنجد و هیچ فرد دیگری در آن داخل نشود . ج 14 : یعنی معرِف نباید محدودتر از معرَف باشد ، چه در این صورت شامل همهی افراد معرِف نمی شود . یعنی جامع همهی افراد معرِف نیست . به عبارت دیگر باید تمام افراد معرَف در آن بگنجد . روش تدریس منطق درس اولهو العلیم روش تدریس منطق درس اول ( انسان و تفکر ) صص 4 – 1 س 1 : ملاک برتری انسان به سایر موجودات چیست ؟ ج 1 : برخی عمل و رفتار را ملاک برتری انسان می دانند و گروهی دیگر تفکر و اندیشه بشری را . که در کتب فلسفی و منطقی به آن « نطق » می گویند . س 2 : مقصود از نطق در کتب منطقی چیست ؟ ج 2 : مقصود از نطق و معادل یونانی آن لوگوس ، در اینجا سخن گفتن نیست بلکه مقصود تفکر و تعقل است که در سخن گفتن تجلی می کند و خود را نشان می دهد . پس نطق به معنی گفتار و اندیشه هر دو است . س 3 : چرا ارسطوئیان انسان را حیوان ناطق خوانده اند ؟ ج 3 : حیوان از حَیَوان گرفته شده است و به معنی حیّ و زنده است و هر موجودی که حواس داشته باشد حیوان گویند . پس اگر ارسطوئیان گفته اند که انسان « حیوان ناطق است » خواسته اند جایگاه رفیع اندیشه و تفکر را در ساختار وجودی انسان نشان دهند . س 4 : معلم اول کیست و به چه کسانی ارسطوئیان گویند ؟ ج 4 : معلم اول لقب ارسطو است که یک فیلسوف بزرگ در سدهی چهارم قبل از میلاد در یونان است . در تاریخ فلسفه به کسانی که مبانی اصلی فلسفهی ارسطو ( روش عقلی ) را پذیرفته اند ، ارسطوئیان می گویند . س 5 : آیا حیوانات دیگر نیز قدرت اندیشه و آگاهی دارند توضیح دهید ؟ ج 5 : بلی آنان نیز درک می کنند و به موضوعاتی آگاه می شوند ولی میزان آگاهی های حیوان با تفکر و اندیشه انسان قابل مقایسه نیست . هر چه وجود دارد ، اراده دارد . س 6 : آیا انسان هنگام فکر کردن با قاعده و قانون فکر می کند یا بدون قاعده و قانون ، توضیح دهید ؟ ج 6 : حقیقت آن است که داستان تفکر با خود انسان آغاز می شود و واقعیت وجودی ما انسانها آمیخته ای از روح و جسم است . و هر کدام از این روح و جسم بر اساس قوانینی فعالیت می کنند ولی به هر حال هدف دار و قانونمند هستند . بعد ادراکی روح را ذهن گویند که روح فعالیتهای مختلفی دارد که تفکر مهم ترین فعالیت روح است و منطق ، قواعد حاکم بر دنیای تفکر انسان است . س 7 : نقش منطق در اساس اندیشیدن انسان چیست ؟ ج 7 : اساس اندیشیدن انسان ارادی نیست و انسان موجودی متفکر افریده شده است . اما نقش دانش منطق بهره برداری بهتر از این فرایند طبیعی است . پس دانش و آگاهی ما تنها می تواند به استفاده بهتر از اندیشه منجر گردد. س 8 : نقش علم منطق در فعالیت ذهن انسان چیست ؟ ج 8 : تحت هر شرایطی ذهن با اندیشه کردن زنده است و کاری جز تفکر ندارد ، این تفکر ضوابطی دارد که ذهن ، به طور طبیعی آن را رعایت می کند . کشف این ضوابط و نشان دادن روش کارکرد آنها و اینکه چه عواملی باعث سرعت بخشیدن و بهبود کار و چه چیزهایی باعث کندی و نارسایی تفکر می شود به علم منطق مربوط است . س 9 : علم منطق چگونه دانشی است ؟ ج 9 : منطق ، دانشی است که طرز کار ذهن را در عمل تفکر تشریح می کند تا انسان با آگاهی از طرز کار ذهن ، بهتر از آن استفاده نماید . به عبارت دیگر ، علمی تأسیسی نیست و فقط طرز کار و قانونمندی ذهن را بیان می کند و آن را از خطا باز می دارد و در درست اندیشیدن یاری می نماید . پس علم منطق ، کمک به فعالیت ذهن منطقی است و خود منطق : طرز کار ذهن را گویند . س 10 : نقش ارسطو در تدوین علم منطق چیست ؟ ج 10 : منطق از ذات انسان سرچشمه می گیرد و هیچ کس ابداع کنندهی آن نیست . ارسطو با دقت نظر و تیزبینی علم منطق را تدوین کرد بنابراین وی ابداع کنندهی منطق نیست بلکه وی طرز کار خدادادی ذهن را کشف کرد و مدوّن نمود . پس ارسطو کاشف قوانین منطق است نه طراحی کنندهی آن . و هر کس این قوانین را بهتر بشناسد کمتر به اشتباه می افتد .
+ نوشته شده در دوشنبه هجدهم اردیبهشت ۱۳۹۱ساعت 17:46  توسط سید اسماعیل مویدی
|
|